می زندومی زندومی شمارد ثانیه هارا ......
لحظه ای می ایستد و سوار می کند دلهای تنها را و
تندتند می زندو تو می شنوی تاپ تاپ ضربان قلب توست شایدم
نوای گیتار است که درون قلب تو چشنی برپاست جشن دلهای تنها
قلب یخی تو اینبار درحال یخ بستن است اما درونش مثل همیشه گرم وپراحساس
می زندومی زندتا لحظه ای که تمام می شودثانیه شماری قلب یخی تو وقلب یخی تو برای همیشه یخ می زنداما باقی می ماند قلب تو کلبه ای یخی برای دلهای تنها
تواین حس سردی کسی نیست تا قلب یخی تورا از یخ زدن برهاند
حتی همان دل های تنها که درون قلب یخی توست
و سهم تو از قلب یخی فقط سردی وتنهاییس
برچسب:
نویسنده: aydinix
تاريخ: جمعه
22 شهريور
1392 ساعت: 19:40