بهترین رمان واقعی - تاریخ: 1393/2/25 ساعت: 19:09
بهترین های زندگی همان دست های مهربونی است که اشک هایت را به باران فروخت به قیمت خندیدن تو و خندید با تو و دستهایت را برای دلگرمی ات میفشرد همان دل که خودش هم شکست اما شکسته های دل تورا به هیچ بهانه ای نفروخت همان گفتگو های شبانه بود که وقتی دلت میگرفت خسته شدن چش هایش برایش معنا نداشت  همان چش هایی ...
نگفته های کوبنده - تاریخ: 1393/2/23 ساعت: 22:10
به من گفت بی احساس ورفت آری من بی احساس بودم چون گریه هایم مخفی بود خنده هایم آشکار چون گریه های شبانه ام برای غم ونگرانی او بود چون داشتم نگفته های کوبنده را و دوستت دارم های پنهان را و هم گریه یا خنده شدن با اورا بش نگفتم دوستش دارم و با پیوند دلش زندگی میکنم  بش نگفتم دلم گاهی میشکند از کسی وخونش...
سلام - تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 17:35
 سلام   با یه وبلاگ تازه وشاد دیگه در خدمتم اگه خواستید ادرسشو میذارم تو این وب ممنونم از اینکه سر میزنین
دستامو ول نکن - تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 15:42
 دستامو هنوز ول نکن که هنوز اشک چشم هایم خشک نشده میدانم تو میروی با کوله بار پراز خاطرات ومن گوشه ی دنیا تنهای تنها می مانم ولی هنوز دستامو ول نکن که هنوز عادت ندارم به نبودنت به رفتنت  برو اما کمی بگذرد  دلم آروم شود قانع شود بی ادعا شود هنوز دستامو ول نکن  شاید دلم جمله ای برای گفتن دارد شاید می ...
قلب یخی - تاریخ: 1392/6/22 ساعت: 19:40
می زندومی زندومی شمارد ثانیه هارا ...... لحظه ای می ایستد و سوار می کند دلهای تنها را و تندتند می زندو تو می شنوی تاپ تاپ ضربان قلب توست شایدم نوای گیتار است که درون قلب تو چشنی برپاست جشن دلهای تنها قلب یخی تو اینبار درحال یخ بستن است اما درونش مثل همیشه گرم وپراحساس می زندومی زندتا لحظه ای که تمام...
بلاخره - تاریخ: 1392/6/22 ساعت: 16:41
بلاخره به اتمام رسید و همه ی کنکوری ها واقعا تموم شدند خسته نباشید کنکوری های 92 تبریک میگم به همه ی دکی ها و مهندیس ها به امید دیدن شما در مدرک دکتری
روزسه شنبه - تاریخ: 1392/6/10 ساعت: 13:59
روزسه شنبه روز وفات دکتر حسابی پدر فیزیک ایران را به تمام فیزیکدانان تسلیت عرض مینمایم
فقط خرخوان ها... - تاریخ: 1392/6/7 ساعت: 13:33
سلامی گرم به خرخوان های عزیز:ابتدا عرض کنم که ورود بی جنبه ها ممنوع ولطفا نظرات  بی ربطی نگذارید متشکرمهرکسی که عاشق برق وفیزیکه به من بگه یه وبلاگ جدیدی تشکیل بدیم که توشمعادله های دیفرانسیل و فیزیک  وکلی مطالب علمی رد وبدل میشه ! 
دلتنگی - تاریخ: 1392/6/3 ساعت: 14:05
دلتنگی من شاید اینبار تو باشی برای چش هایم شاید بهترین بهانه برای دلم بهترین ترانهاینبارتابستان هم میگذرد و جایش را به پاییز میدهد ودوباره بارون روزهای دلتنگی آغاز میشود ومن میشوم رهگذر دلهای شکسته وتو میشوی سلطان قلب هادلتنگی ها این روزها نه بارونه نه چیز دیگه فقط تنهاییس فقط پاییز وبرگهایش برای من...
تقدیم به عزیزترازجانم... - تاریخ: 1392/4/30 ساعت: 22:13
وقتی دورازدغدغه ها به دلم می اندیشم حس میکنم یه چیزی نه دلم هست که تمام مدت ازش بی خبر بودم :دوست داشتن او ....اویی که تاب میدادگهواره ی کودکی ام را تا خوابم برد اویی که ناخوشی های من ناخوشی او وآرزوهای من ارزوی اوستاویی که درحال فکرکردن به من است اما من درگیر دغدغه های خودم اویی که شب ها قبل خواب ب...
وقتی که دلت میگیره... - تاریخ: 1392/4/30 ساعت: 21:54
گاهی وقتی دلت میگیره کسی کنارت نیست تا آرومت کنه اونوقته که بغض میکنی خداروصدا میزنی میشینی یه گوشه ودستاتو میبری بالا وگریه میکنی تا وقتی که آغوشت کنه بعدش آروم میشی واشکاتو پاک میکنی میگی خداجون این آدمها که بازیشون تموم شده پس چرا هی گل میزنن به دل منبازیشون خیلی قشنگهاما دروازش یخورده پاره پاروس...
قصه ای ازشهرعشق.. - تاریخ: 1392/4/30 ساعت: 21:33
مینویسم با چند قطره جوهربرروی صفحه ی کاغذی عموی من قهرمان بود آری قهرمان ...مردی ازجنس نور ودلش پاک وبی ریاهمرنگ ما بود امافاصله اش بامافقط یک مردانگی بودآن مرد چیزهایی با خود داشت                                   عشق شهامت وصداقتبه آسمان صعود کرد برایمان ستاره شدتا آن ستاره فانوس راهمان شود اما گا...
بیا با من... - تاریخ: 1392/4/30 ساعت: 21:17
بیا بامن قدم بزن روی این جاده ی شنی زیرآفتاب نورانی کنارمنقدمهایت را آهسته آهسته بشمارتا دلم آروم شود باصدای پایت وشماره ها رابه یاد آوردبیا بامن اینجا از گل(گل شن وماسه)دل بسازیم تا بشود همدم دلم میدانم شن ها توراازپا درمی آورندوتو میروی ودیگرسراغم را نمی گیری امابایدبمانی من وتواینجا غریبیم وتنها ...
قایقی همچو قایق سهراب... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 16:02
قایقی میسازم همچوقایق سهراب دورمیشوم ازاین دل تنگی ازاین تنهایی مسیرم آشنای رودهای جاریس                                        گریه هایم نوازش ابرهای بارانیسمیروم باخنده بر لب تا که پرشودازشادی شهر دل تنگی منمیدانم کسانم اینجا هستنداما ماندن دلم راخوش نمیسازدکسی اینجا نمیداندمن اینجا مسافرم قایقم آ...
بیخیال... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 15:43
اینجا بوی سکوت را ازچشهایت حس میکنم میدانم طعم سکوت را ازروی بی اختیاری برایم بچشانی ومنتظر تنها لبخندم هستی تا بدانی که هنوزم بیخیالم بیخیال خنده هایت...                           بیخیال دستهایت...                                                    بیخیال چشم هایت...برای دلخوشی ات میشوم بیخیال نه ب...
نقاشی - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 15:33
میخواهم امروز بازگردم به روزهای کودکی بشم نقاش رویاهام                          همرنگ دل تنگی هام پاک کنم سیاهی هارا وبکشم خط خطی هایی که بی اختیارکلمه عشق از آن بیرون آیدمهرومحبتمیخواهم بکشم کوه ودشت وصحرارا                            رودی که همیشه جریان داردوماهی هایش زنده اند وپویامیخواهم عین کود...
توبرای منی من برای تو... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 15:25
ای بالش من توبرای منی ومن برای تو...من برایت میخوانم توگریه کن با بغض دلممن میگویم برایت ازگذشته تا امروزتوباش برایم آغوش گرممن تورادرآغوش میگیرم تومرا آروم کن با دستای همیشه گرمتای بالش من توبرای منی ومن برای تو...پس دل تنگی برای چیست؟نه توتنهایی نه منپس این همه ناله های شبانه ات برای چیست؟اگرمیگری...
ستایش - تاریخ: 1392/4/16 ساعت: 14:59
میستایم اورا...اوراکه همصدای من وهمدرد من است هم من غریب هم اومیستایم اورا...اوراکه آرومم کردوبودمونس دل تنگی هایممیستایم اورا...اوراکه دوسش دارم وتمام لحظه های زندگی ام شرمنده اویم میستایم اورا...اورانه ازروی عادت بلکه ازروی عشقی که برایم ازخودش دردلم نهادمیستایم اورا...اوراکه برایم یاددادتا ببخشم ...